تبليغاتX

بزرگترين منبع کدهاي تغير شکل موس

Script Menu گل سرخ
 یک مسئله عجیب به نام تصویر ذهنی
شخصی سر کلاس ریاضی خوابش برد. زنگ را زدند بیدار شد و با عجله دو مسئله را که روی تخته سیاه نوشته شده بود یادداشت کرد و با این «باور» که استاد آنرا به عنوان تکلیف منزل داده است به منزل برد و تمام آنروز و آن شب برای حل کردن آنها فکر کرد. هیچیک را نتوانست حل کند. اما طی هفته دست از کوشش برنداشت. سرانجام یکی از آنها را حل و به کلاس آورد. استاد به کلی مبهوت شد زیرا آندو را به عنوان دو نمونه ازمسایل غیر قابل حل ریاضی داده بود در یک باشگاه بدنسازی پس از اضافه کردن 5 کیلوگرم به رکورد قبلی ورزشکاری از وی خواستند که رکورد جدیدی برای خود ثبت کند. اما او موفق به این کار نشد. پس از او خواستند وزنه ای که 5 کیلوگرم از رکوردش کمتر است را امتحان کند.. این دفعه او براحتی وزنه را بلند کرد. این مسئله برای ورزشکار جوان و دوستانش امری کاملا طبیعی به نظر می رسید اما برای طراحان این آزمایش جالب و هیجان انگیز بود. چرا که آنها اطلاعات غلط به وزنه بردار داده بودند. او در مرحله اول از عهده بلند کردن وزنه ای برنیامده بود که در واقع 5 کیلوگرم از رکوردش کمتر بود و در حرکت دوم ناخودآگاه موفق به بهبود رکوردش به میزان 5 کیلوگرم شده بود. او در حالی و با این «باور» وزنه را بلند کرده بود که خود را قادر به انجام آن می دانست. هر فردی خود را ارزیابی میکند و این برآورد مشخص خواهد ساخت که او چه خواهد شد. شما نمی توانید بیش از آن چیزی بشوید که باور دارید«هستید». اما بیش از آنچه باور دارید «می توانید» انجام دهید نورمن وینست پیل
|+| نوشته شده توسط حسین در جمعه بیستم شهریور 1388 و ساعت 2:56  
 ماجرای جالب مرد مکزیکی و مرد آمریکایی
یک تاجر آمریکایى نزدیک یک روستاى مکزیکى ایستاده بود که یک قایق کوچک ماهیگیرى از بغلش رد شد که توش چند تا ماهى بود!
از مکزیکى پرسید: چقدر طول کشید که این چند تارو بگیرى؟
مکزیکى: مدت خیلى کمى !
آمریکایى: پس چرا بیشتر صبر نکردى تا بیشتر ماهى گیرت بیاد؟
مکزیکى: چون همین تعداد هم براى سیر کردن خانواده‌ام کافیه !
آمریکایى: اما بقیه وقتت رو چیکار میکنى؟
مکزیکى: تا دیروقت میخوابم! یک کم ماهیگیرى میکنم!با بچه‌هام بازى میکنم!
با زنم خوش میگذرونم! بعد میرم تو دهکده میچرخم! با دوستام شروع میکنیم
به گیتار زدن و خوشگذرونى! خلاصه مشغولم با این نوع زندگى !

آمریکایى: من توی هاروارد درس خوندم و میتونم کمکت کنم! تو باید بیشتر
ماهیگیرى بکنى! اونوقت میتونى با پولش یک قایق بزرگتر بخرى! و با درآمد
اون چند تا قایق دیگه هم بعدا اضافه میکنى! اونوقت یک عالمه قایق براى
ماهیگیرى دارى !

مکزیکى: خب! بعدش چى؟
آمریکایى: بجاى اینکه ماهى‌هارو به واسطه بفروشى اونارو مستقیما به
مشتریها میدى و براى خودت کار و بار درست میکنى…. بعدش کارخونه راه
میندازى و به تولیداتش نظارت میکنى… این دهکده کوچیک رو هم ترک میکنى و
میرى مکزیکو سیتى! بعدش لوس آنجلس! و از اونجا هم نیویورک… اونجاس که
دست به کارهاى مهمتر هم میزنى …

مکزیکى: اما آقا! اینکار چقدر طول میکشه؟
آمریکایى: پانزده تا بیست سال !
مکزیکى: اما بعدش چى آقا؟
آمریکایى: بهترین قسمت همینه! موقع مناسب که گیر اومد، میرى و سهام شرکتت
رو به قیمت خیلى بالا میفروشى! اینکار میلیونها دلار برات عایدى داره !

مکزیکى: میلیونها دلار؟؟؟ خب بعدش چى؟

آمریکایى: اونوقت بازنشسته میشى! میرى به یک دهکده ساحلى کوچیک! جایى که
میتونى تا دیروقت بخوابى! یک کم ماهیگیرى کنى! با بچه هات بازى کنى !
با زنت خوش باشى! برى دهکده و تا دیروقت با دوستات گیتار بزنى و خوش بگذرونى!
|+| نوشته شده توسط حسین در جمعه دوازدهم تیر 1388 و ساعت 13:7  
 هفت موردی که بدون هفت مورد دیگر خطرناکند !!!
  • ثروت بدون زحمت
  •  

  • لذت بدون وجدان
  •  

  • دانش بدون شخصیت
  •  

  • تجارت بدون اخلاق
  •  

  • علم بدون انسانیت
  •  

  • عبادت بدون ایثار
  •  

  • سیاست بدون شرافت
  • |+| نوشته شده توسط حسین در پنجشنبه یازدهم تیر 1388 و ساعت 9:36  
     فرض کنید دو گاو دارید : آنوقت . . .
    سوسیالیسم: دو گاو دارید. یکی را نگه می دارید. دیگری را به همسایه خود می دهید.

    کمونیسم: دو گاو دارید.دولت هر دوی آن ها را می گیرد تا شما و همسایه تان را در شیرش شریک کند.

    فاشیسم: دو گاو دارید.شیر را به دولت می دهید. دولت آن را به شما می فروشد.

    کاپیتالیسم: دو گاو دارید.هر دوی آن ها را می دوشید.شیرها را به زمین می ریزید تا قیمت ها همچنان بالا بماند.

    نازیسم: دو گاو دارید.دولت به سوی شما تیراندازی می کندو هر دو گاو را می گیرد.

    آنارشیسم: دو گاو دارید.گاوها شما را می کشند و همدیگر را می دوشند.

    سادیسم: دو گاو دارید. به هر دوی آن ها تیر اندازی می کنید و خودتان را در میان ظرف شیر ها می اندازید.

    آپارتاید: دو گاو دارید. شیر گاو سیاه را به گاو سفید می دهید ولی گاو سفید را نمی دوشید.

    دولت مرفه: دو گاو دارید. آن ها را می دوشید و بعد شیرشان را به خودشان می دهید.

    بوروکراسی: دو گاو دارید.برای تهیه شناسنامه آن ها 17 فرم را در 3 نسخه پر می کنید ولی وقت ندارید شیر آنها را بدوشید.

    سازمان ملل: دو گاو دارید.فرانسه شما را از دوشیدن آن ها و آمریکا و انگلیس گاو ها را از شیر دادن به شما وتو می کنند. نیوزلند رأی ممتنع می دهد.

    ایده آلیسم: دو گاو دارید، ازدواج می کنید. همسر شما آن ها را می دوشد.

    رئالیسم: دو گاو دارید. ازدواج می کنید. اما هنوز خودتان آن ها را می دوشید.

    متحجریسم:دو گاو دارید. زشت است گاو ماده را بدوشید.

    فمینیسم: دو گاو دارید.حق ندارید گاو ماده را بدوشید.

    پلورالیسم: دو گاو نر و ماده دارید هر کدام را بدوشید فرقی نمی کند.

    لیبرالیسم:دو گاو دارید. آن ها را نمی دوشید چون آزادیشان محدود می شود.

    دمکراسی مطلق: دو گاو دارید.از همسایه ها رأی می گیرید که آن ها را بدوشید یا نه.

    سکولاریسم: دوگاو دارید پس نیازی به ... نیست.

    ایمان به خدا: دو گاو دارید: به خوراک و جا و نیاز هایشان می رسید........ شیرشان را هم می دوشید..............آب قاطی اش نمی کنید...................... هم خودتان مصرف می کنید ...... هم مراعات همسایه ها را می کنید
    |+| نوشته شده توسط حسین در جمعه بیست و سوم اسفند 1387 و ساعت 1:6  
     هارپ ( HAARP ) سلاح جدید آمریکا !!!
    استيلاجويي ابرقدرت‌هاي دنيا امروزه بر فضا، صرفاً به فيلم‌هاي علمي ـ تخيلي خلاصه نمي‌شود، بلكه واقعيتي است كه هم اكنون در قالب طرح‌هاي مختلف در حال تحقق يافتن است. «هارپ» كه نمونه‌اي از يكي از طرح‌هاي پنهاني وزارت دفاع آمريكا است، نمادي بارز از عيني شدن انديشه‌هايي است كه هنوز هم براي عموم مردم به مثابه افسانه‌هايي خيالي مي‌ماند.  
     بحث‌هايي كه اخيراً با همكاري سازمان ملل متحد درباره «گرم شدن دماي زمين» صورت پذيرفته، اگرچه از اهميت خاصي برخوردار است، اما تنها ترسيم‌كننده تصويري جزئي و مبهم از تغييرات جوي مي‌باشد. جداي از تأثيرات و پيامدهاي انتشارگازهاي گلخانه‌اي و تأثير بر لايه ازن، هم اينك وضعيت جوي كره زمين، در حال تبديل شدن به دستمايه‌اي براي شكل‌گيراي گذشته، دستكاري و كني نسل جديدي از سلاح‌هاي پيشرفته و غيرمتعارف است. در دهه‌هترل بر اوضاع جوي زمين، در دستوركار دولت‌هاي آمريكا و روسيه قرار گرفته است كه شاهد موفقيت‌هايي هم در اين زمينه بوده‌ايم.
    در ايالات متحده، اين هدف در سايه برنامه‌اي تحقيقاتي موسوم به هارپ (HAARP) كه بخشي از پروژه نظامي جنگ ستارگان اين كشور محسوب مي‌شود، در حال تكميل شدن است. شواهد جديد علمي حكايت از آن دارد كه اين برنامه‌ها، هم‌اكنون به طور كامل به مرحله بهره‌برداري رسيده و به نحوي بالقوه، توانايي ايجاد سيل، خشكسالي، توفان و زلزله را دارد. از منظر نظامي، هارپ را مي‌توان سلاحي كشتار جمعي دانست كه مي‌تواند به مثابه ابزاري براي بي‌ثبات نمودن نظام‌هاي كشاورزي و الگوهاي اكولوژيكي مناطق مختلف كره زمين محسوب شود.
    اگرچه هيچ شاهدي مبني بر استفاده از اين تكنولوژي ويرانگر توسط دولت آمريكا وجود ندارد، اما مسلماً سازمان ملل متحد بايستي به موازات پرداختن به تأثيرات جوي گازهاي گلخانه‌اي، به موضوع و پيامدهاي اين سلاح مرگبار زيست محيطي نيز توجه نمايد.
    جنگ جوي
    دكتر «روسالي برتل» دانشمند برجسته جهاني، در اين باره، قاطعانه مي‌گويد:
    «دانشمندان نظامي دولت ايالات متحده با پرداختن به الگوها و نظام‌هاي جوي، در پي دستيابي به سلاحي بالقوه‌اند. از جمله شيوه‌هاي اين برنامه، مي‌توان به تقويت جريان توفان‌ها، تغيير مسير جريان‌هاي جوي با هدف خلق سيل‌هايي هدف‌دار و يا دامن زدن به خشكسالي در مناطق مورد نظرشان اشاره نمود.»
    در دهه 1970، «برژنسكي» مشاور اسبق امنيت ملي آمريكا در كتاب خود با عنوان «بين دو عصر» در اين باره اين گونه پيش‌بيني نمود: «تكنولوژي در آينده در اختيار رهبران دولت‌هاي بزرگ قرار مي‌گيرد و توسل به شيوه‌هايي از جنگ‌هاي پنهاني كه نيازمند حداقل نيروي انساني است، جايگاهي خاص پيدا خواهد كرد كه از جمله اين گونه شيوه‌ها، مي‌توان به دستكاري‌ها و تغييرات تعمدي جوي اشاره نمود كه مي‌تواند به خلق مثلاً  دوره‌هايي بلندمدت از خشكسالي و يا ايجاد توفان دامن زند.»
    هارپ چيست؟
    اين پروژه مشترك نيروي هوايي، دريايي و سازمان‌ ناساي آمريكا است و در حقيقت، بخشي از نسل جديد سلاح‌هاي پيشرفته اين كشور محسوب مي‌شود. اين پروژه، متشكل از سيستمي از آنتن‌هاي ...


    ادامه مطلب
    |+| نوشته شده توسط حسین در شنبه دهم اسفند 1387 و ساعت 11:25  
     شرایط مختلف ازدواج در استانهای مختلف کشور

    ۱-در شهر خرم آباد از استان لرستان:شرایط عبارتند از:

    *داشتن باشگاه بدنسازی
     
    *داشتن حداقل یک مقام نائب قهرمانی در مسابقات قویترین مردان ایران

    *داشتن عکس یادگاری و امضا از فرامرز خود نگار و محراب فاطمی

    *بازگرداندن کمک های مردمی مفقود شده در زلزله بم به مسئولان ذیربط!!!
     
    *نکته:در صورتی که عضلات شکم شش طبقه باشند امتیاز ویژه محسوب خواهد شد!(5 امتیاز)
     
     
    2-شهر تبریز شرایط عبارتند از:
     
    *تلفظ حرف ق

    *ادای کلمات قلقلک و قوز بالای قوز بدون کوچکترین اشتباه!
     
    *دانستن جواب مسئله 2X۲ از لحاظ مختلف
     
    *بلد بودن جک های متعدد درباره بچه های تهران

    *داشتن مدال لیاقت و شجاعت از اداره فرهنگ و هنر تبریز جهت بستن بمب به کمر و منفجر کردن
     
    *کامیون حامل جک های صادراتی تبریز به استان های همجوار.

     
    3-شهر زاهدان از استان سیستان و بلوچستان.شرایط عبارتند از:
     
    *توانایی قورت دادن سه کیلو تریاک
     
    *توانایی عبور 20 کیلو محموله مواد مخدر از جلوی مأموران مرزبانی
     
    *داشتن مزرعه خشخاش
     
    *آشنایی دیرینه با عبدالقمر خان قاچاقچی پاکستانی
     
    *دارای رفت و آمد خانوادگی با جمشید هاشم پور!
     
     
    4-شهر رشت از استان گیلان.شرایط عبارتند از:
     
    *داشتن رو حیه مهمان نوازی!

    *داشتن روحیه مهمان نوازی!
     
    *داشتن روحیه مهمان نوازی!

    *.......
     
     
    5-شهر قزوین از استان قزوین.شرایط عبارتند از:

    *نداشتن چشم طمع به برادر همسر!

    *توانایی خم شدن و استقامت در وسط شهر قزوین!

    *[...] و [...]
     
     
    ۶-شهر اصفهان از استان اصفهان.شرایط عبارتند از:
     
    *خوردن موز به صورت دو بار در هفته!
     
    *دست و دلباز بودن
     
    *داشتن حداقل سه بار سابقه دعوت دوستان به شام یا نهار و یا یکبار برگزاری مهمانی فامیلی

    *ننازیدن به سی و سه پل و سایر ابنیه تاریخی!
     
    *راستگویی و صداقت!!!
     
     
    ۷-شهر های سنندج و کرمانشاه از استان های کردستان و کرمانشاه.شرایط عبارتند از:
     
    *توانایی پوشیدن شلوار استرج و تنگ به مدت 24 ساعت

    *نداشتن سیبیل
     
    *تعهد به خاک ایران و نداشتن ادعای استقلال طلبی!

    *نداشتن سابقه دعوا و قلدری

    *نبریدن سر نویسنده این مطلب!!!
     
     
    8-شهر آبادان از استان خوزستان.شرایط عبارتند از:

    *کوتاه کردن پشت مو و استفاده از عینک آفتابی فقط در صورت لزوم و زیر آفتاب!

    *پوشیدن پیراهن و شلوار سفید

    *نداشتن هیچ گونه ادعا نسبت به همنشینی با راکی-رامبو-جکی چان-بروسلی و بیل کلینتون
     
    *نداشتن هیچ گونه ادعای مالکیت نسبت به برج ایفل â€"برج پیزا-مجسمه آزادی و برج میلاد!

    *داشتن روحیه راستگویی و حقیقت طلبی(یعنی زیاد لاف نیاد)

     

    ۹-شهر یزد از استان یزد.شرایط عبارتند از:

    *توانایی زیستن در آب و هوای خوش.
     
    *آشنایی با اشیائی چون چمن-سبزه-قناری و سایر موجودات زنده ساکن مناطق خوش آب وهوا

    *نداشتن روحیه آب زیر کاه و رندی
     
    *ادای حرف های خ و ق بدون تشدید

     
    10-شهر تهران از استان تهران.شرایط عبارتند از:
     
    *داشتن تنها دو دوست دختر
     
    *آشنا نبودن با معنی و مفهوم کلمات دودره-تلکه-تیغیدن و ....

    *داشتن روحیه جوانمردی

    *مرد بودن!
    |+| نوشته شده توسط حسین در سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387 و ساعت 16:56  
     نوشابه‌های گازدار با بدن ما چه می‌كنند؟!
      يکی از مشکلات تغذیه ای در ایران مصرف بیش از حد مجاز و بالا تر از استاندارد جهانی نوشابه های گاز دار و کافئینی است.
    مصرف سرانه نوشابه در ایران بیش از 33 لیتر است در حالیکه مصرف این نوشابه ها در کشور های دیگر به میزان 11 تا 12 لیتر در سال است این مطلب مؤید آن است که هر ایرانی در سال 3 تا 4 برابر استانداردهای جهانی از نوشابه های گاز دار استفاده می‌کند.
    نوشابه های گاز دار ترکیبی از گاز دی اکسید کربن ، مواد افزودنی، شکر صنعتی و آب است.هر قوطی نوشابهُ گاز دار معادل 10 قاشق شکر ، 150 کالری ، 30-55 میلی گرم کافئین و غرق در رنگ های مصنوعی است. این مقدار شکر ، کالری و مواد افزودنی مضر در یک محصول که هیچ ارزش غذایی ندارد ، نگران کننده است.علاوه بر آن وجود بعضی از مواد نگهدارنده و نیز اسید بنزوئیک از جمله عواملی است که افراط کنندگان در مصرف نوشابه های گاز دار را به سوی بیماری های صعب العلاج و سرطان ها سوق می دهد .

    برخی از تاُثیرات زیان بار این نوشابه ها عبارتند از:


    اثر بر استخوان ها : مصرف مداوم و روزانهُ نوشابه های گاز دار به علت وجود اسید فسفریک در تنظیم کلسیم و فسفر بدن اختلال ایجاد می کند . این اختلال به سه صورت ممکن است رخ دهد:1) اسید فسفریک نوشابه های گاز دار در بدن موجب خروج یون کلسیم از استخوان ها می شود.2) اگر این نوشابه ها حاوی کافئین هم باشند، سبب کاهش جذب کلسیم در استخوان ها می شود. 3)املاح فسفات موجود در نوشابه های گاز دار ، مانع از جذب کلسیم وعده غذایی میشوند ، بنابر این با مصرف مرتب این نوشابه ها ، بدن با اختلال در جذب کلسیم رژیم غذایی مواجه می شود.


    اختلال در جذب کلسیم باعث کمبود کلسیم بدن شده و در نهایت مشکلات استخوانی نظیر پوکی استخوان را بوجود می آورد.همچنین نوشابه های گاز دار به دلیل داشتن خاصیت اسیدی، سختی مینای دندان های شیری کودکان را از بین می برند.
    به منظور تاُیید نظریهُ مزبور، مطالعه ای روی 40 دندان شیری فاقد پوسیدگی و سایش صورت گرفت و پس از اندازه گیری سختی مینای آنها ، این دندان ها در معرض نوشابه های گاز دار قرار داده شدند و سختی انها مجدداً مورد ارزیابی قرار گرفت .در پایان ملاحظه شد که سختی دندان های شیری ، به طور قابل توجهی بعد از مصرف نوشابه های گاز دار کاهش مي‌يابد.با توجه به این که از دست رفتن سطح دندانی به محض رویش دندان در دهان آغاز می شود ممکن است آسیب به دندان های دائمی در دوران کودکی نیز دیده شود که این مسئله نه تنها برای رشد آتی دندان ها مخاطره انگیز است بلکه نیاز به ترمیم های وسیع را در آینده به دنبال خواهد داشت.از طرف دیگر اسید فسفریک و میزان بالای قند در این نوشابه ها به ترتیب منجر به سستی دندان ها شده و پوسیدگی دندان ها را تسریع می کنند.


    اثر بر کلیه ها: بالا رفتن میزان اسید فسفریک در خون بر عملکرد کلیه ها تاُثیر منفی داشته، از آنجایی که کلیه ها قادر به دفع سریع آن نمی باشند باعث وارد آمدن فشار مضاعف به کلیه ها می شود. همچنین مصرف نوشابه های گاز دار سبب می گردد تا کلسیم از استخوان ها خارج شده و درون خون جریان یابد که این امر به نوبهُ خود موجب رسوب کلسیم اضافی در کلیه ها گردیده که در نهایت منجر به تشکیل سنگ‌های کلسیمی در کلیه ها می شود.

    اثر بر دستگاه گوارش:به علت دمای پایین این نوشابه ها در دستگاه گوارش تاُثیر آنزیم‌های گوارشی کم شده و موجب پیدایش استرس در سیستم گوارشی می شود و در نتیجه غذای کمتری جذب بدن می شود و باقی ماندهُ غذای هضم نشده باعث ایجاد سموم و گاز های بد بو می گردد که از طریق جذب روده ای وارد خون شده و به تمام بدن منتقل می شود . و سر انجام پخش سموم در بدن باعث پیشرفت بیماری های گوناگون خواهد شد. علاوه بر آن اسید فسفریک نوشابه های گاز دار اسید کلریدریک موجود در معده را خنثی کرده در نتيجه عملکرد صحیح معده را تحت تاُثیر قرار می دهد.هنگامی که معده نا کار آمد گردید غذای مصرفی گوارش نیافته ، سبب سوء هاضمه،نفخ و کاهش جذب مواد مغذی می گردد .


    از طرف دیگر اسیدیته نوشابه های گاز دار که بین 2/5 تا 3/5 می باشد موجب پدید آمدن محیطی اسیدی در معده می گردد و از آنجایی که در کل مسیر سیستم گوارشی تنها معده قادر به مقاومت در برابر چنین محیط اسیدی می باشد ، در دیگر اعضای سیستم گوارش بدن مانند دهان،گلو و مری در پی مصرف نوشابه های گاز دار،محیط اسیدی نا بهنجار و مخربی ایجاد می گردد.
    علاوه برآن نوشابه های گاز دار خطر سرطان مری را افزایش می دهند همچنين باعث اتساع معده می شوند که این امر به نوبه خود باعث برگشت محتویات اسیدی از معده به داخل مری می شود. برگشت محتویات اسیدی معده بداخل مری یا رفلاکس با سرطان مری ارتباط مستقیم دارد. کشور هایی که در آنها میزان مصرف نوشابه گاز دار به ازای هر فرد در سال بیشتر از 80 لیتر است ، با افزایش میزان سرطان مری مواجه بوده اند.
    و در آخر جالب است اگر بدانيد مححققان ثابت كرده‌اند که اگر یک تکه ناخن 72 ساعت در نوشابه حاوی اسید فسفریک باقی بماند به طور کامل حل خواهد شد
    |+| نوشته شده توسط حسین در شنبه نوزدهم بهمن 1387 و ساعت 10:23  
     قوانيني که نيوتون از قلم انداخت!!!!
    قانون صف:
    اگر شما از يک صف به صف ديگري رفتيد، سرعت صف قبلي بيشتر از صف فعلي خواهد شد.
    قانون تلفن:
    اگر شما شماره اي را اشتباه گرفتيد، آن شماره هيچگاه اشغال نخواهد بود.
    قانون تعمير:
    بعد از اين که دست تان حسابي گريسي شد، بيني شما شروع به خارش خواهد کرد.
    قانون کارگاه:
    اگر چيزي از دست تان افتاد، قطعاً به پرت ترين گوشه ممکن خواهد خزيد.
    قانون معذوريت:
    اگربهانه تان پيش رئيس براي دير آمدن پنچر شدن ماشين تان باشد، روز بعد واقعاً به خاطر پنچر شدن ماشين تان، ديرتان خواهد شد.
    قانون حمام:
    وقتي که خوب زير دوش خيس خورديد تلفن شما زنگ خواهد زد.
    قانون روبرو شدن:
    احتمال روبرو شدن با يک آشنا وقتي که با کسي هستيد که مايل نيستيد با او ديده شويد افزايش مي يابد.
    قانون نتيجه:
    وقتي مي خواهيد به کسي ثابت کنيد که يک ماشين کار نمي کند، کار خواهد کرد.
    قانون بيومکانيک:
    نسبت خارش هر نقطه از بدن با ميزان دسترسي آن نقطه نسبت عکس دارد.
    قانون تئاتر:
    کساني که صندلي آنها از راه روها دورتر است ديرتر مي آيند.
    قانون قهوه:
    قبل از اولين جرعه از قهوه داغتان، رئيس تان از شما کاري خواهد خواست که تا سرد شدن قهوه طول خواهد کشيد.
    |+| نوشته شده توسط حسین در یکشنبه بیست و دوم دی 1387 و ساعت 15:56  
     خاطرات یک آدم کثیف!!! (طنز)
    خاطرات یک آدم کثیف
    31 فروردین: امروز سی و یکمه. باید برم کرایه های برج ونک رو بگیرم. اگه فکر میکنید اسم برجمو میگم کور خوندید! صبح که داشتم از خونه خارج می شدم یه لگد محکم زدم زیر جفت پای مهسا ..بیچاره جیغ زد و پخش زمین شد. خیلی حال کردم. جیگرم خنک شد. روحم آروم شد. مهسا گربه سفید پشمالوی زن چهارممه.

    4 اردیبهشت: امروز روز گندیه.باید برم قبرستون.سالگرد آرزو و ژاکلینه.دو تاشون تو یه روز و یه ساعت مردند.با این تفاوت که ژاکلین 3 سال و نیم بعد از آرزو مرد.این دو تا زن های اول و دوم من بودند. 40 میلیون تومن خرج مرگشون شد.نرخ رشوه برای صدورگواهی فوت طبیعی خیلی بالاست!!!مامان ژاکلین هنوزم میگه من دخترشو کشتم.اونم الان توی تیمارستان بستریه.ماهی 2 میلیون دارم میدم که همونجا نگهش دارند!

    7 اردیبهشت: امروز آتنا رو با کمربند کبود و سیاه کردم .تقصیر خودش بود.از کله سحر هی بالا و پایین می پرید و خونه رو روی سرش گذاشته بود.اونم واسه چی؟همش به خاطر بیست هزار تومن.خوب ندارم بابا جان! از کجا بیارم ؟ آتنا زن چهارممه.22 سالشه.


    14 اردیبهشت: امروز کلاً روز بدی بود. پای اون گربه نکبتی شکسته و محبور شدم شصت هزار تومن بدم واسه دوا درمونش.بدتر از اون ساختمون هفت طبقه ام ریخت.داشتم میکوبیدمش که جاش یه برج بزنم.15 تا کارگر هم توش بودن.همشون توی آوار ساختمون له شدند.باید دیه هم بدم.لعنتی....می گن ساختمان سست بوده.یه نفرو می شناسم که میتونه یه کار هایی واسم بکنه.....می خوام باهاش تماس بگیرم.سر اون قضیه نماینده شدنش کلی بهم مدیونه.باید جبران کنه....


    16 اردیبهشت: روزنامه ها دارند شلوغ بازی می کنند سر جریان این ساختمونه.باید بودجه شونو قطع کنم تا بفهمند با کی طرفند! راستی یه قول های مساعدی شنیدم که این قضیه هم مثل قضیه دریاچه ماست مالی شه.....باید یه کم سر کیسه رو شل کنم.....

    20 اردیبهشت: امروز باید برم تلویزیون ..قرار مصاحبه دارم .به عنوان کار آفرین نمونه. آتنا هنوز بام حرف نمیزنه. مهسا هم دیروز مرد. دامپزشکش میگه به علت سقط جنین و خونریزی داحلی در اثر وارد آمدن ضربه سخت مرده.
    21 اردیبهشت: امروز با شقایق آشنا شدم.دوست آتنا بود.اومده بود خونمون. آتنا از وقتی که مهسا مرده افسرده شده. شقایق اومده دلداریش بده. عجب چشمایی داشت این شقایق! خودش فهمید یه خواب هایی واسش دیدم.....



    25 اردیبهشت: امروز با شقایق قرار دارم.ساعت 8 شب تو یه رستورانی که صلاح نمی بینم بهتون بگم اسمش چیه.آتنا هنوز بام حرف نمی زنه.....



    26 اردیبهشت: 25 سالشه.لیسانس ادبیات داره. شقایق رو می گم .دیشب دیدمش. قراره با هم ازدواج کنیم. فقط یه مشکل داریم که باید حلش کنم: آتنا...



    28 اردیبهشت: امروز آتنا بام آشتی کرد. پرید تو بغلم و گفت من بهترین شوهر دنیا هستم. بعدش آرش رو برد حموم. آرش گربه جدیدشه. امروز خریدم واسش...



    2 خرداد: رنگم زرده و خسته ام.دیشب نخوابیدم. آتنا مرد.... شوک زده هستم. اینو کارآگاه پلیس در جواب خبرنگارهایی که میخوان بام مصاحبه کنند میگه. بازرس خوبیه...همینجوری پیش بره هفته بعد رییس پلیس میشه! دیشب تلویزیون مصاحبه چند روز پیشم رو پخش کرد و بالاش نوشت زنده! حالا حتی مدیر شبکه هم حاضره قسم بخوره که من دیشب تلویزیون بودم ......کسی به من مشکوک نیست.



    10 خرداد: داریم میریم فرودگاه با شقایق. قراره بریم یونان. واسه تجدید روحیه هر دو تامون خوبه. قضیه آتنا خیلی روی ما اثر بدی گذاشه. مخصوصاً روی من. شقایق کمک میکنه تا روحیه ام رو پیدا کنم.خیلی دختر خوبیه.آدم زرنگیه.اولش سر مرگ آتنا بم شک کرد.اما وقتی سینه ریز الماسیو که واسش خریده بودم دید تصمیم گرفت دیگه بهم شک نکنه!



    10 خرداد: توی هواپیماییم. داریم تکون های شدیدی می خوریم.باید برم ببینم چی شده.میرم تو اتاق مهمون دار ها.میگه مشکلی نیست فقط یه چاله هواییه باید برم بشینم سر جام و از سفرم لذت ببرم.چشماش منو گرفت.......



    10 خرداد: مردم....هواپیما سقوط کرد.
     
    روز اول بعد از مرگ: سرم گیج میره. نمی دونم کجا هستم ..توی یه ارابه بزرگ نشستم.همه مسافرای هواپیما هم هستند.شقایقو نمی بینم.بغل دستیمو نگاه می کنم.یه پیرمرد ریشوی 95 ساله ست.داره ذکر میگه پشت سر هم.هی میگه خدایا توبه.ببخشید.غلط کردم.بش میگم چی شده آقا کسی داره اذیتت میکنه؟ما رو کجا دارند می برن؟ جواب داد:ما مردیم داریم میریم به سمت دوزخ.....



    همون روز: نمی دونم دوزخ چیه اما فکر کنم توی کتاب های درسیم یه چیزایی در موردش خوندم.خدا کنه دخترای اونجا خوشکل و خوش هیکل باشند....



    دو روز بعد از مرگ: ما رو توی یه دشت بزرگ پیاده کردند.یهو یه صدایی از آسمون اومد که میگفت: مردگان محترم آخر خطه.پیاده بشید.ایستگاه دوزخ.اونایی که لباس سفید تنشونه سمت راست و اونایی که لباس سیاه تنشونه سمت چپ قرار بگیرند. لباس من و اون پیرمرده سیاه بود..



    دو ساعت بعد: ما لباس سیاه ها رو بردند یه جای داغ که بهش میگفتن مدل شبیه سازی شده جهنم! تا وقتی که قیامت بشه همین جا می مونیم.همه رییس جمهور ها و بازیگرای هالیوودی و رقاصه ها اونجا بودند.



    فرداش: عذاب هامونو مشخص کردند.عذاب من اینه که هر روز از صبح تا ظهر برم کنار دیوار بهشت و آرزو و ژاکلین و آتنا به سمتم پوست پرتقال پرت کنند واز ظهر تا عصر هم باید از دست مهسا فرار کنم تا گازم نگیره و از عصر تا شب هم باید برم توی یه ساختمون وایسم تا روی سرم خراب شه!



    چند روز بعدش: قراره یه محموله آدم جدید برسه توی جهنم.شایعه شده مدونا و جنیفر لوپز هم توش هستند.شور عجیبی بر پا شده.به مناسبت ورودشون امروز رو توی جهنم تعطیل کردند. همه دارند به خودشون میرسن و خوش تیپ میکنند.




    یک هفته بعد: منو دارن میبرن سیاهچال مخصوص.قراره تا آخر همونجا بمونم.هفته پیش مخ جنیفر لوپز رو زدم.صاحاب جهنم کلی حرصش گرفت.دستور داد منو ببرند ته جهنم...مأموری که داره منو می بره یکی از ندیمه های شیطانه....عجب چشمای خوشگلی داره...فکر کنم فهمیده که واسش یه خیالاتی دارم......!!!
    |+| نوشته شده توسط حسین در چهارشنبه هجدهم دی 1387 و ساعت 22:21  
     مقایسه دانشگاه با فیلم ها

    دوران قبل از دانشگاه = حسرت
    قبول شدن در دانشگاه = صعود
    كنكور = گذرگاه كاماندارا
    دوران دانشجويي = سالهاي دور از خانه
    خوابگاه دانشجويي = آپارتمان شماره 13
    بي نصيبان از خوابگاه = اجاره نشين ها
    امتحان رياضي = كشتار بيوجرسي
    امتحان ميان ترم = زنگ خطر
    امتحان پايان ترم = آوار
    ليست نمرات دانشجويي = ديدنيها
    نمره امتحان = پرنده كوچك خوشبختي
    مسئولين دانشگاه = گرگها
    استادان = اين گروه خشن
    اشپزخانه = خانه عنكبوت
    رستوران دانشگاه = پايگاه جهنمي
    پاسخ مسئولين = شايد وقتي ديگر
    دانشجوي ا خراجي = مردي كه به زانو در امد
    دانشجوي فارغ التحصيل = ديوانه از قفس پريد
    دانشجوي سال اولي = هالوي خوش شانس
    واحد گرفتن = جدال بر سر هيچ
    مدرك گرفتن = پرواز بر فراز آشيانه فاخته
    پاس كردن واحدها = آرزوهاي بزرگ
    مرگ استادها = جلادها هم ميميرند
    محوطه چمن دانشگاه =حريم مهرورزي
    استاد راهنما = مرد نامرئي
    كمك هزينه = بر باد رفته
    درخواست دانشجويان = بگذار زندگي كنم
    دانشجوي دانشگاه صنعتي = بينوايان
    برخورد استادان = زن بابا
    اتاق رئيس دانشگاه = كلبه وحشت
    شب امتحان = امشب اشكي ميريزم
    تقلب در امتحان = راز بقا
    يادگيري = قله قاف
    دانشجوي معترض = پسر شجاع
    دكتر بهداري = گله بان
    تربيت بدني1 = راكي1
    تربيت بدني2 = راكي2
    خاطرات استادها = اعترافات يك خلافكار
    انصراف = فرار از كولاك
    تصييح ورقه امتحان = انتقام
    نمره گرفتن از استاد = دوئل مرگ
    شاگرد اول = مرد 6مبليون دلاري
    آرزوي دانشجويان = زلزله بزرگ
    هيئت علمي = سامورا يي ها
    رئيس دانشگاه = ديكتاتور بزرگ
    رفتن به خوابگاه دختران = عبور از ميدان مين
    استاد دانشگاه = مردی از جنس باران
    رئيس اموزش = هزاردستان
    معاون اموزش = دزد دريايي
    برخورد مسئولين = كميسر متهم ميكند
    از دانشگاه تا خوابگاه = از كرخه تا راين
     
    خدا به داد همه دانشجو ها در فصل امتحانات برسه
    |+| نوشته شده توسط حسین در چهارشنبه یازدهم دی 1387 و ساعت 3:30  
    log